9/11
11 سپتامبر 2001
یک روز خوب آفتابی مثل بقیه روزهای نیو یورک ، شلوغ و پر هیاهو.برادوی مثل همیشه پر ترافیک.هر که به سوی کار خود روان.عده ای هم با ملیت های گوناگون به سـوی بـرج هـای دوقـلو می رونـد تا روزی دیگر را شروع کنند
ساعت حوالی 9 صبح Manhatan
صدای هواپیمایی که در ارتفاعی پایین پرواز می کند،و ناگهان.....!صدایی مهیب، گنگ و وحشتناک همه را سرگردان می کند.چه بود؟ شاید بمب؟ بزرگتر از صدای انفجار بمب بود! شاید بمب اتم؟ و شایدهواپیمایی سقوط کرد؟؟؟ با سرعت برق وباد این خبر در شهر می پیچد:هواپیمایی به یکی از دوبرج تجارت جهانی برخورد کرده.شاید برای خیلی ها در لحظه اول حتی حدسش هم غیر ممکن باشد که این یک حمله تروریستی است.نیرو های امداد و نجات پس از مدت کوتاهی می رسند.دود از یکی از برج ها بلند است. مردم وحشتزده و متعجب مشغول تماشای این فیلم واقعی هستند.اگر تاکنون فقط در هالیوود بود که برج های معروف آمریکا تحت حمله نیروهای فضایی و گودزیلا و حوادث طبیعی قرار می گرفت،اکنون این واقعیت است
هنوز مدت چندانی از این حادثه نگذشته و دور بین های خبری که حالا سوژه ای عجیب برای اخبار پیدا کرده اند مشغول ضبط حادثه هستند که هواپیمای دوم از راه می رسد!اگر انفجار اول شاهد زنده ای نداشت در عوض برخورد دوم در مقابل چشم ده ها دور بین و صدها بیننده زنده انجام گرفت.حالا دیگر معلوم شد خلبان اشتباهی نکرده،هواپیما به برج نخورده،آن را به برج کوبیده اند.کدام جانی جان خـود را برای گـرفـتن جان صـدها بیگـنـاه دیگـر بـه خـطـر مـی انـدازد
چند ساعت بعد در حالیکه هنوز همه افراد زنده مانده از فاجعه برج ها را ترک نکرده اند، سازه های فلزی برج ها که پس از حادثه شروع به ذوب شدن کرده اند دیگر تحمل وزن این سازه های عظیم را ندارند ودر مقابل چشم ناباور همگان برج ها آرام آرام، به پایین می آیند و با خود کوهی از خاک و بتون را بر سر آنان که درون و اطرافشان بودند خراب می کنند.یک هواپیما هم به ساختمان پنتاگون برخورد می کند،و هواپیمایی دیگر که قرار بود با کاخ سفید برخورد کند با شجاعت خلبان ایرانی در صحرای پنسیلوانیا سقوط می کند تا از وسعت چهارمین فاجعه کاسته شود
یک روز خوب آفتابی مثل بقیه روزهای نیو یورک ، شلوغ و پر هیاهو.برادوی مثل همیشه پر ترافیک.هر که به سوی کار خود روان.عده ای هم با ملیت های گوناگون به سـوی بـرج هـای دوقـلو می رونـد تا روزی دیگر را شروع کنند
ساعت حوالی 9 صبح Manhatan
صدای هواپیمایی که در ارتفاعی پایین پرواز می کند،و ناگهان.....!صدایی مهیب، گنگ و وحشتناک همه را سرگردان می کند.چه بود؟ شاید بمب؟ بزرگتر از صدای انفجار بمب بود! شاید بمب اتم؟ و شایدهواپیمایی سقوط کرد؟؟؟ با سرعت برق وباد این خبر در شهر می پیچد:هواپیمایی به یکی از دوبرج تجارت جهانی برخورد کرده.شاید برای خیلی ها در لحظه اول حتی حدسش هم غیر ممکن باشد که این یک حمله تروریستی است.نیرو های امداد و نجات پس از مدت کوتاهی می رسند.دود از یکی از برج ها بلند است. مردم وحشتزده و متعجب مشغول تماشای این فیلم واقعی هستند.اگر تاکنون فقط در هالیوود بود که برج های معروف آمریکا تحت حمله نیروهای فضایی و گودزیلا و حوادث طبیعی قرار می گرفت،اکنون این واقعیت است
هنوز مدت چندانی از این حادثه نگذشته و دور بین های خبری که حالا سوژه ای عجیب برای اخبار پیدا کرده اند مشغول ضبط حادثه هستند که هواپیمای دوم از راه می رسد!اگر انفجار اول شاهد زنده ای نداشت در عوض برخورد دوم در مقابل چشم ده ها دور بین و صدها بیننده زنده انجام گرفت.حالا دیگر معلوم شد خلبان اشتباهی نکرده،هواپیما به برج نخورده،آن را به برج کوبیده اند.کدام جانی جان خـود را برای گـرفـتن جان صـدها بیگـنـاه دیگـر بـه خـطـر مـی انـدازد
چند ساعت بعد در حالیکه هنوز همه افراد زنده مانده از فاجعه برج ها را ترک نکرده اند، سازه های فلزی برج ها که پس از حادثه شروع به ذوب شدن کرده اند دیگر تحمل وزن این سازه های عظیم را ندارند ودر مقابل چشم ناباور همگان برج ها آرام آرام، به پایین می آیند و با خود کوهی از خاک و بتون را بر سر آنان که درون و اطرافشان بودند خراب می کنند.یک هواپیما هم به ساختمان پنتاگون برخورد می کند،و هواپیمایی دیگر که قرار بود با کاخ سفید برخورد کند با شجاعت خلبان ایرانی در صحرای پنسیلوانیا سقوط می کند تا از وسعت چهارمین فاجعه کاسته شود



