Friday, December 31, 2004


bam Posted by Hello

Tuesday, December 28, 2004

لطفا کمک کنید

یک سال پیش بود...بله درست یک سال پیش. خبر اومد خبری تلخ، خبری دلگیر کننده بم، قلب تاریخ یک ملت، لرزیده بود. اخبار اولیه نمی تونست عمق فاجعه رو نشون بده.همه شوکه شده بودندولی همه زود دست به کار شده بودند تا کمک کنند.از هر جای دنیا، از هر ملیتی، هـمـه می خواستند کمک کنندایالات متحده که 25 سال بود که روابـطـش با ایـران قطع بود، علاوه بر کـمـک های مـالی،نیروی انسـانی هم فرستاده بود و در بم اقدام به تشکیل یک بیمارستان صحرایی کرده بود.شاید خیلی ها نمی تونستند این همبستگی جامعه بشری رو برای همدردی ببینند همون طور که شب کریـسمـس این نـیروهای فـداکـار رو در بـم خـراب کردند.ولی امدادرسان ها از اون ها نترسیدند،موندند وکمک کردنداز همه جای دنیا همه می خواستند کمک کنند.هر کی می خواسـت تو این حـرکت یه سـهمی داشته باشه.از همه جالبتر همیاری خود ایرانی ها بود.یکی از مسئولین امداد رسانی گفته بود که مهمترین نیاز زلزله زده ها در حال حاضر آب بهداشتی و سالم هست.گفتن همین جمله کافـی بود تا دیگـه نتونی تو فروشـگاه های سـطح شـهر آب معدنی پیدا کنی. آره مردم با چه سرعتی حتی خیلی سریع تر از نیروهای امدادرسان بطری های آب معدنی رو می خریدند و تحویل هلال احمر می دادند.همه می خواستند کمک کنند تا وجدانشون و احساساتشون رو کمی آروم کنند. این گذشت ویک سال مردم مصیبت زده بم در حسرت عزیزانشون شب هاشـون رو بـه روز رسـوندند.شـب هـایی که شاید تا مدت زیادی برای عده زیادی تو چادر سپری شد.می خواستم تو سالگرد این فاجعه انسانی باز هم فقط از بم بنویسم از اینکه هنوز
خیلی ها تو سرما هستند ودر مضیقه زندگی شون رو می گذرونند.خیلی هایی که شاید سال پیش دست کم یه زندگی متوسط داشتند که به هر جهت می گذشت.می خواستم از این ها بنویسم ولی دوباره یه خبر اومد

خبری وحشتناک تر از خبر اولی،زلزله 8.9ریشتری اقیانوس هند رو با سواحل اطرافش لرزونده بود. نمی دونم چه حکمتی داره!این زلزله چرا باید الان بیاد الان که خیلی از مردم دنیا دارند روز های خوش آغاز سال میلادی رو می گذرونند.شاید خدا می خواد ببینه ما تو این شرایط همنوعانمون رو فراموش می کنیم؟ هر روز که اخبار رو گوش می کنی می بینی آمار بالاتر رفته تا دیروز که می دونم به 60000نفر رسیده بود،لابد الان به 70000 یا 80000 رسیده
اون چیزی که الان مهمه،اینه که به اون هایی که از این حادثه جون به در بردند کمک بشه.این خیلی مهمه...همون کاری که برای مردم بم انجام شد باید حالا با وسعت بیشتر تو اینجا صورت بگیره.البته خیلی کشور ها وملت ها دارند کمک می کنند.ولی سوال اینجاست که سهم ملت ما تو این وسط چقدره.دولتی که همیشه اعلام می کنه پشتیبان ملل مظلومه! حالا می خواد چی کار کنه؟ یا چی کار کرده؟فراموش نکنیم که هندی هایی که الان درحال تحمل قسمتی از فاجعه هستند،پارسال همین موقع هواپیماهاشون توی بم به زمین نشست تا به بمی ها کمک کنه!فراموش نکنیم حتی افغانستان هم به عنوان همدردی مبلغی رو برای زلزله زدگان بم اختصاص داد.و در آخر اینکه فراموش نکنیم که کاری که ما انجام می دیم، اگر متوجه عمق فاجعه شده باشیم،در درجه اول وجدان خودمون رو آروم می کنههر چند نمی دونم اصلا از طرف سازمان های خیریه اصولا کاری برای امدادرسانی یا دریافت کمک برای این بیچاره ها انجام گرفته...یا اینکه چون این مردم عراقی یا فلسطینی نیستند دلسوزی براشون لازم نیست مگه ما هموطن همون کسی نیستیم که می گفت
بـنـی آدم اعـضــای یـکــدیگرند کـه در آفرینش ز یک گوهرند
چو عضوی بدرد آورد روزگار دگـر عضــوهـا را نمـانـد قرار
این آخر نمی دونم باید بگم یا نه!کریسمس و آغاز سال 2005 به همه کسانی که این مناسبت رو جشن می گیرند مبارک

Sunday, December 26, 2004

happy new year


Happy new year Posted by Hello 2005


Googoosh Posted by Hello

proxy

Proxy code:192.115.106.236 8080

Friday, December 24, 2004

خبر توقیف یک صدای خوش

سلام
این وبلاگ رو راه انداختم تا درد دل های خودم رو اینجا بنویسم. لازم به توضیحه که من هیچ مسِِئولیتی در قبال حرف هـایی که ایـن جا می زنـم نـدارم!از این به بعد سعی می کنم هر هفته یک بار این وبلاگ رو به روز کنم. مـن خـوب نمی تـونم صحبت کـنـم یا بـنویـسـم ولی این جا دارم این کار رو تـمرین می کنم امیدوارم موفق باشم
به عنوان اولین مـطلبی که به ذهنم رسیده می خوام از ((ستاره غصه دار شهر قصه)) بنویسم. حدس می زنید که
منظورم چه کسیه؟
...شاید درست حدس زده باشید شاید هم اشتباه
دارم از گوگوش می گم که این روزها بغض گلوش رو گـرفـته نمی تـونه بخونه چون جلوی صداش رو گـرفتـن. هر کی هست هر چی هست نمی تونه شادی یه ملت رو ببینه. اون هر کی هست یا هر چی که هست یا می خواد شادی رو به مردم بفروشه! یا اینکه می خواد اصلا صدای هلـهـله و شـادی رو به قـول شهـیار نازنین قـدغـن کنه
می خواد جلوی صداش رو بگیره تا کسی فریاد عشق و آزادی رو سر نده
من امروز دلم گرفته...مثل یه عصر جمعه بارونی
الان که دارم این چیزا رو مـی نویسـم فقـط 48 ساعت تا کنـسرت گوگوش مـونده! کنسرتی که گوگوش خودش حق خوندن رو نداره فقط باید تمـاشـاگر باشـه! ولی فکـر کنم خیلی ها حتی برای دیدن گوگوش هم شـده به این کـنـسرت بـرن هر چـند که نـباید از ایـن هم بگذریم که مهرداد فردا شب صدای گوگوش می شه.همون مهردادی که همکاریش
با گوگوش باعث حسادت خیلی ها شده و همـون خیـلی ها هستن که الان چـوب لا چـرخ کنسـرت گوگوش گـذاشتن تا کارش پیش نره!تا نتونه بخونه واسـه اونایی که دوستش دارن و دوستشون داره.با همه این ها گوگوش مـی ره به کنسرت و فکر کنم که خیلی ها به اون جا بیـان تا ((با هـم مثل ماه بدرخشند)) فقـط برای ایـنکه نشـون بـدن گوگوش همچنان برای دوستدارانش گوگوش هست و ((هنوزهم ناز اشکاش سروته نواره)). تا همیشه


Wednesday, December 22, 2004

با هم

http://axplanet.com/res/l/5789148.jpg
This blog powered by pooya persianways
support googoosh!




<